افسانه چای

چای کلمه ای چینی است و از لهجه مردم « کانتون » گرفته شده و از همین ریشه هم وارد زبانهای فارسی ، عربی ، روسی، ترکی ، هندی و ژاپنی شده . در منطقه آمُری چین به چای ، « تای » هم می گویند  که ریشه معادلهای انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی ، ایتالیایی آن است . این گیاه جادویی از پنج هزار سال قبل شناخته شده بوده ، اما تاریخ دقیق مصرف آن مشخص نیست. تا اواخر قرن هشتم میلادی ، مصرف چای در چین ، هند و سایر مناطق صرفاً جنبه دارویی داشته و به عنوان نوشیدنی استفاده نمی شده . داستان نوشیده شدن چای اما برای خودش حکایتی جالب دارد که با تاریخ یک ملت همراه است.
تریاک به ازای چای
از قرن هجدهم میلادی با افزایش مصرف چای در انگلستان کمپانی هند شرقی که در شرق و جنوب آسیا فعالیت می کرد تصمیم گرفت برای واردات بیشتر قراردادی با کشور چین ببندد. شرکت انگلیسی متعهد شد در برابر چای چینی شمش های نقره تحویل بدهد. زمان گذشت . مصرف چای در اروپا روز به روز همه گیر تر می شد کمپانی هند شرقی کم کم احساس خطر کرد چون اگر به این معامله بدین شکل ادامه می داد به زودی با کمبود نقره روبرو می شد.
تصمیم بر آن شد که معامله فسخ شود و انگلیسیها هم کمی خوش خدمتی کنند و آنها به جای چای دیگر شمش نقره ندهند بلکه تریاک تحویل بدهند.
کمپانی هند شرقی خودش در هند و افغانستان تریاک کشف می کرد و صادرا ت تریاک هم تجارت پر منفعتی بود و دولت انگلیس نمی توانست از آن بگذرد . این مسأله با مخالفت روشنفکران چینی مواجه شد و جنگی بین این دو در گرفت که بعدها به « جنگ تریاک » مشهور شد . جنگی که چینی ها در آن شکست خوردند و مجبور شدند تا مدتها تریاک انگلیسی مصرف کنند .
چای با چنگیز به ایران آمد
با ورود اسلام ، قهوه نوشیدنی رایج کشور ما شد . و قهوه خانه ها همه چیز ما شد ند. هم مکانی برای  شاهنامه خوانی هم بازی ، تفریح و شطرنج و هم نها د و مکانی برای سازماندهی جنبشهای اجتماعی و بخشهای سیاسی .
گمان بر این است که ورود چای به ایران در قرن هفتم و هشتم یعنی در زمان حمله مغولها به ایران بوده است و از آن زمان بود که چای در ایران به عنوان یک نوشیدنی رایج شده و قهوه خانه ها به چایخانه ها مبدل شدند . در ابتدا مردم معمولی به آن دسترسی نداشتند . این سالها بعد در عهد قاجار بود که کاشف السلطنه چای وطنی را به عمل آورد و پدر چای ایرا ن لقب گرفت  و کم کم چای به خانه های مردم راه یافت و با ادبیات ، موسیقی و فرهنگ آنها آمیخته شد.
سماورِ ساز زن و چای حرام
برخیز و بساط دیگر انداز
آتش به دل سماور انداز
ماجرای ورود سماور روسی به ایران هم خالی از لطف نیست . نقل شده که « خانم قمرالسلطنه » دختر فتحعلی شاه ، همسر میرزا حسین خان سپهسالار ، در عمارتی که فعلاً  محل مجلس شورای ملی است ، زندگی می کرد ، و چون اولاد نداشت سرگرمی های متعددی برای خود فراهم می آورد. از آن جمله برای خانم قمرالسلطنه سماوری از روسیه آورده بودند  که هر وقت جوش می آمد و بخار از آن خارج می شد ، صدایی شبیه صدای ساز از سماور شنیده می شد . البته این سماور عزیز و گرامی هر روز به کار نمی افتاد ؛ بلکه در بعضی از روزهای میهمانی و عید که میهمانان شهری پیش خانم قمر السلطنه می آمدند ، سماور ساز زن وارد مجلس می شد . مأمور مخصوص سماور هم خواجه زرنگی بود که به قول آن روزهای خوب می توانست ساز سماور را کوک کند ، و طوری آن را اداره نماید که تا آخر مجلس ساز بزند .
اتفاقاً یک سال در ایام نوروز خانم قمرالسلطنه مهمانی مفصلی دایر نمود و زنان ناصرالدین شاه و زنان خانواده ها ی اعیان را دعوت کرده بود . بعد از ناهار خانمها به تالار آینه آمدند که چای و عصرانه بخورند ، که با سماور ساز زن مواجه شدند و عده ای از آنها که با قمرالسلطنه حسادت و اختلاف داشتند ، فرصت را مغتنم شمردند و به بهانه این که سماور ساز می زند و ساز حرام است و موجب حرام شدن چای می شود ، مجلس را به عنوان اعتراض ترک کردند.»  
چای دلباب ناصرالدین شاه
تا به حال فکر کرده اید که چه نوع چایی بیشتر از همه می توانست مطبوع ناصرالدین شاه کبیر باشد . سؤال جالبی است . چای ناصرالدین شاه باید لب سوز باشد یا لب دوز .
حکایتی از یک تاجر آذربایجانی همدم ناصرالدین شاه می کنم . حاج میرزا آقا فراهانی می گوید :
به هنگام سفر ناصرالدین شاه به فرنگ ، حاج شیخ از تجار معروف آذربایجان ، از نمایند ه خود در آنجا می خواهد که شاه را به بهانه مصرف چای دعوت نماید و تا حد امکان برای جلب نظر او خدمت کند . می گویند عاملی حاج شیخ ، شاه را برای صرف چای دعوت نمود و هنگام پذیرایی سماور طلا را با سوزاندن اسکناس های درشت به جوش آورد ، و در سینی طلا و استکان های مزین به الماس برای شاه چای آورد . حاج شیخ بعدها در ایران به حضور شاه می رسد و صحبت  را به آن موضوع  می کشاند. شاه خرسندی خود را از واقعه اظهار می دارد اما ابراز تأسف می کند که چرا این سرمایه داران در داخل کشور فعالیت نمی کنند . حاج شیخ می گوید : قربان آن شخص نماینده تجاری حقیر در اروپاست . این حکام موجب شادی شاه می شوند ، به طوری که برمی خیزد و حاج شیخ را می بوسد.
چای را با روغن سرخ نکنید
می گویند ۲۰۰ سال پیش زمانی که یک کشتی بازرگانی انگلیسی ( احتمالاً مربوط به کمپانی هند شرقی ) که حامل چای بود در مسیرش در دریای شمال دچار طوفان شد . امواج کشتی بی ناخدا را به یکی از سواحل آلمان رساند . ساحل نشینان کشتی بی ناخدا را از آب گرفتند ، بار کشتی برایشان نا آشنا بود . آنها تا بحال با یک چنین چیزی برخورد نکرده بودند . برگهای خشک و سیاه معطر . ابتدا آنرا با روغن سرخ کردند ولی نتیجه ای نگرفتند . مطمئناً این محصول اینگونه آماده خوردن نمی شد . چون خود را در یافتن راز طبخ این گیاه ناکام دیدند ، مقداری از گیاه را به پایتخت فرستادند . سرانجام پس از مدتها بررسی ، راز این نوشیدنی گوارا بر اروپایی ها نیز آشکار شد .
افسانه چای
سرزمین افسانه ها مطمئناً برای چای نیز افسانه ای دارد .
یک افسانه کهن چینی می گوید : فیلسوفی شبها تا دیر گاه به مطالعه و جستجو در مطلب مهمی مشغول بود . هنگامی  که احساس کرد خستگی و خواب بر اوچیره می شود ، مژه هایش را دانه دانه کند و به زمین انداخت تا از هجوم خواب در امان بماند اما سرانجام خواب او را از پای در آورد . بامدادان از جایی که مژه های او بر زمین ریخته بود ، گیاهی روئید که فیلسوف با جوشاندن برگهای آن نوشابه ای  مطبوع  به دست آورد و با آشامیدن آن خواب را مخرب ساخت و توانست شبها به کار خود ادامه دهد
۱  . به نقل از عباس فیضی ، پژوهشگر فرهنگ مردم همدان . ایشان این مطلب را از زبان شادروان جواهر کلام برای نگارنده نقل کردند.
۲ . زمانی  اسنجابی. احد ، گزارش پژوهش میدان چای در آذربایجان-۱۳۷۲
   . راستین ، بهرام، تحقیق در زمینه کشت و صنعت چای در ایران
مرکز آمار ایران ۱۳۶۵،…….

/ 0 نظر / 7 بازدید