زندگی باراک اوباما به روایت تصویر

باراک اوباما فرزند یک زن جوان سفیدپوست از ایالت کانزاس و یک دانشجوی سیاهپوست از کشور افریقایی کنیا است که در جزایر هاوایی و اندونزی رشد کرد، در بهترین دانشگاههای امریکا درس خواند و با شعار «تغییر» به ریاست جمهوری امریکا رسید تا به عنوان نخستین سیاهپوست برای رهبری قدرتمندترین کشور جهان پا به کاخ سفید بگذارد.

 

 

نه رنگ پوست، نه کلینتونها و نه تجربه اندک او (اوباما 47 سال دارد، 25 سال کمتر از رقیب جمهوریخواهش، جان مک کین) هیچیک ، نتوانست مانع صعود اوباما شود. او حرکت در مسیر سیاسی را از سال 2004 میلادی در حزب دموکرات آغاز کرد و در 24 ژوییه همان سال اگرچه سناتوری ناشناخته از ایلینویز بود، اما با صدای بلند به حمایت از جان کری رقیب جرج بوش در انتخابات رییس جمهوری برخاست.

 

 

باراک اوباما هنگامی که با کسب 70 درصد آرا به عنوان سناتور ایلینویز انتخاب شد، پنجمین سناتور سیاهپوست تاریخ امریکا بود که به نمایندگی از سوی دموکراتها در انتخابات سال 2004 از سوی مردم روانه سنا شد. او در سخنان گشایش سنا پیامی داد که راهش را بسوی کاخ سفید باز کرد:«امید، امید در برابر مشکلات.... این بزرگترین هدیه ای است که خدا به ما داده است. اعتقاد به کسی که نمی شود او را دید. اعتقاد به این که آینده بهتری در انتظار ما است».

 

 

«جسارت امید: چگونه رویای امریکایی را احیا کنیم» عنوان کتابی است که اوباما به عنوان سناتور ایلینویز در سال 2006 دیدگاه سیاسی خود را در آن توضیح می دهد. این کتاب به مدت 30 هفته در فهرست پرفروشترین کتابهای «نیویورک تایمز» بود و در سال 2008 جایزه گرفت. افزایش محبوبیت اوباما موجب شد فروش کتاب دیگر او با عنوان «رویاهای پدرم» که در سال 1995 نوشته شده بود، زمانی که وی هنوز ناشناخته بود نیز در سال جاری افزایش یابد.

 

 

آن دونهام و باراک حسین اوبامای پدر در دانشکده انسان شناسی هاوایی یکدیگر را شناختند و ازدواج کردند. در اوایل دهه 1960 میلادی ، مادرش در سن 19 سالگی ، زمانی که ازدواجهای مختلط در بخش بزرگی از امریکا ممنوع بود و هنوز تبعیض نژادی در ایالتهای جنوبی امریکا وجود داشت، باراک حسین اوبامای پسر را به دنیا آورد. او بطور دقیق در 24 اگوست 1961 متولد شد. هنگامی که باراک فقط دو سال داشت، والدینش از هم جدا شدند. پدرش به دلیل عدم دریافت بورسیه تحصیلی دانشگاه هاروارد از امریکا رفت و مادرش پس از طلاق، با یک دانشجوی اندونزیایی به نام «لولو سوئتورو» ازدواج کرد. آنها در سال 1967زمانی که سوهارتو به قدرت رسید به جاکارتا – پایتخت اندونزی – مهاجرت کردند.

 

 

زندگی در یک محله پرجمعیت در جاکارتا که برق و آسفالت نداشت، مانع آن نشد که آن دونهام برای پسرش آرزوهایی نداشته باشد. او، پسرش، باراک را به هانولولو، جایی که «استانلی آرمور دونهام» پدربزرگ و «مادلین لی پین دونهام» مادر بزرگ مادری اش زندگی می کردند، فرستاد تا مسئولیت رشد و تعلیم و تربیت او را بر عهده گیرند. باراک در آن زمان 9 سال داشت. او در 19 سالگی برای تحصیل در رشته علوم سیاسی در دانشگاه کلمبیا به نیویورک رفت. پدرش در یک سانحه رانندگی در سال 1982 در کنیا جان باخت و مادرش نیز در سال 1995 بر اثر بیماری سرطان درگذشت.

 

 

مادربزرگ پدری اوباما،‌86 سال دارد و اکنون، مشهورترین مادربزرگ کره زمین است. از هنگامی که تبلیغات مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری در امریکا شروع شد ، «ماما سارا» در دهکده کوگلو در کنیا از روزنامه نگارانی از همه نقاط جهان استقبال کرده است. در واقع، مادر بزرگ پدری اوباما، سومین همسر پدربزرگ او است. مادربزرگ اوباما برای فرار از دست شوهری مستبد و بدرفتار مجبور شده بود خانه و فرزندانش را رها کند و به روستایی دیگر پناه ببرد. اوباما در سال 1987 یعنی در سن 26 سالگی بستگان افریقایی خود را شناخت و پس از آن ، سه بار در جست وجوی ریشه های هویتی و نژادی خود به قاره سیاه رفت. سفرهای او در سالهای 1994 و 2006 صورت گرفت.

 

 

خانواده اوباما در افریقا بسیار پرجمعیت بود و در نتیجه، او روابط خانوادگی خود را با مادربزرگش و یکی از خواهرانش، «آئوما» - از زن دوم پدر- که در برنامه تبلیغات انتخاباتی، او را همراهی کرد، ادامه داد. اوباما همچنین از ازدواج دوم مادرش با لولو سوئتورو اندونزیایی ، خواهر دیگری به نام «مایا» دارد. اوباما در این تصویر که در 9 سالگی او در سال 1970 گرفته شده است، با خواهر ناتنی اش در اندونزی دیده می شود.

 

 

در جامعه ای همچون امریکا، تعجب آور است که اعتراف نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری را در باره صرف الکل، ماری جوانا و کوکائین در دوران دبیرستان با نگاه عفو و بخشش پذیرفته است. او در دانشگاه از این رفتارها دست برداشت و پس از اخذ لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه کلمبیا، در رشته حقوق در دانشگاه هاروارد تحصیل کرد و در آنجا دکترا گرفت.

 

 

باراک اوباما کار خود را در شیکاگو شروع کرد و در همانجا با همسرش ، «میشل روبینسون» آشنا شد. آنها در اکتبر 1992 با یکدیگر ازدواج کردند.

 

 

ثمره ازدواج اوباما با میشل دو دختر است: مالیا آن که در سال 1999 متولد شد و ناتاشا در سال 2001 . میشل زنی شیک، باهوش و بدون لکنت در زبان توصیف می شود و تا پیش از فعال شدن اوباما در عرصه سیاسی، از نظر درآمد و شهرت از او جلوتر بود.

 

 

وقتی که اوباما به میشل گفت که می خواهد در عرصه انتخابات ریاست جمهوری حاضر شود، او این چالش را پذیرفت اما با یک شرط: باید اوباما دست از سیگار کشیدن بردارد. اوباما پذیرفت و با هیلاری کلینتون که در صدد بود اولین رییس جمهوری زن امریکا باشد ، در درون حزب دموکرات به رقابت برخاست. اوباما در سوم ژوئن 2008 حد نصاب دو هزار و 118 رای نمایندگان حزب را که برای نامزدی وی از طرف حزب لازم بود، تصاحب کرد و هیلاری را از سر راه برداشت.

 

 

با وجود همه آنچه که گفته می شود، باراک حسین اوباما مسلمان نیست. او مسیحی است و در طول سالها، جرمیاه ورایت که او را در تصویر می بینید، راهنمای روحانی او در کلیسای کوچک «ترینیتی یونایتد» بوده است. اوباما در این کلیسا ازدواج کرد و فرزندانش را غسل تعمید داد، اما بعدها رابطه او با این کشیش به دلیل سخنان نژادپرستانه وی قطع شد.

 

 

واقعی یا تصنعی، اوباما تلاش کرده است هر روز بیش از گذشته خود را طبیعی و با مردم جلوه دهد و در میان آنها و با آنها باشد. او در خیابان بستنی می خورد و در بار با دوستانش می نشیند. در تصویر، او را با جو بایدن معاونش و همسران آن دو پس از صرف صبحانه در یک رستوران در بوئاردمن در ایالت اوهایو می بینید.

 

 

اوباما در جریان تبلیغات انتخاباتی خود، یک چرخش اروپایی نیز داشت و در برلین پایتخت آلمان با استقبال بسیار از سوی مردم روبرو شد. او در قلب استراتژیک اروپا از لزوم تغییر در سیاستهای امریکا، امید به آینده و لزوم از میان برداشتن دیوارها برای یافتن آینده ای بهتر سخن گفت.

 

 

اوباما در اجتماع 80 هزار نفر در شهر دنور مرکز ایالت کلرادو امریکا در آگوست 2008 فریاد زد: امریکا، ما می توانیم تو را بهتر بسازیم.

 

 

اوباما وعده داده است مالیات 95 درصد خانواده های کارگر را کاهش دهد. وابستگی امریکا را به نفت خاورمیانه ظرف 10 سال قطع کند. به سرمایه گذاری در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر روی آورد، با خروج یک تا دو یگان نظامی در هر ماه، به صورت مسئولانه به جنگ عراق پایان بخشد و بدون قید و شرط، با ایران مذاکره کن

/ 1 نظر / 15 بازدید
غزل

یا ایراد از کامپیوتر ماست یا از فلترینگ ! من اصلا تصویری ندیدم ، فقط حدسشون زدم !!! با همه ی این ها ، عالی بود . مثل همیشه . آقای موسوی خسته نباشین . [گل]